عبداله ۱۲۲ سال پیش در همین روستا به دنیا آمده و هیچ وقت روستا را ترک نکرده است. پدرش هم متولد کانی سیف است و میگوید: «به جرات میگویم که این روستا قدمت زیادی دارد.»
او سواد ندارد و دلیل آن را به شرایط روستای کانی سیف نسبت میدهد: «روستای ما هیچ وقت مدرسه نداشت و به همین دلیل، من هم هیچ وقت نتوانستم درس بخوانم. الان ۴-۵ سالی است که در روستا مدرسه ساختند و خوشبختانه بچههای روستا میتوانند همین جا به مدرسه بروند و با سواد شوند.»
عبداله خدایی گویی تاریخ شفاهی ایران است. او که در دوران قاجار و ۳ سال پیش از انقلاب مشروطه به دنیا آمد. طی دههها تا به امروز بسیار تجربهها را از سر گذرانده و البته گاهی هم مانند جنگ جهانی دوم و اشغال ایران توسط متفقین در شهریور ۱۳۲۰ چیزی متوجه نشده است. خودش میگوید: «در زمان اشغال ایران توسط متفقین من خیلی از روستا بیرون نیامدم و خیلی متوجه نشدم که قحطی شده است. البته در زمان جنگ ایران و عراق، دشمن خانههای ما را خراب کرد و آواره شدیم. یادم است به شهرستان سقز و بوکان رفتیم و آواره بودیم. دوران سختی بود.»
عبداله خدایی با همسر ۸۵ ساله خود زندگی میکند. یکی از فرزندان خود را از دست داده است و توضیح میدهد: «۴ پسر داشتم و یک دختر که پسر بزرگترم شهید شد. الان علاوه بر فرزندانم، نوه و نتیجه هم دارم. خانواده پرجمعیتی هستیم و از اینکه دور و برم شلوغ است، خوشحال هستم.»
او همچنین اضافه میکند: «در گذشته دامداری هم میکردیم، اما الان سالهاست فقط از راه کشاورزی زندگی خود را میگذرانیم. باغ گردو و انگور هم داریم ولی به دلیل کمبود آب دیگر نمیتوانیم مانند گذشته به باغ رسیدگی کنیم.»