falehafez

  سرم خوش است و به بانگ بلند مي گويم
عبوس زهد به وجه خمار ننشيند
شدم فسانه به سرگشتگي و ابروي دوست
گرم نه پير مغان در به روي بگشايد
مکن در اين چمنم سرزنش به خودرويي
تو خانقاه و خرابات در ميانه مبين
غبار راه طلب کيمياي بهروزيست
ز شوق نرگس مست بلندبالايي
بيار مي که به فتوي حافظ از دل پاک
  که من نسيم حيات از پياله مي جويم
مريد خرقه دردي کشان خوش خويم
کشيد در خم چوگان خويش چون گويم
کدام در بزنم چاره از کجا جويم
چنان که پرورشم مي دهند مي رويم
خدا گواه که هر جا که هست با اويم
غلام دولت آن خاک عنبرين بويم
چو لاله با قدح افتاده بر لب جويم
غبار زرق به فيض قدح فروشويم
 
تعبیر

از مناظر و برکاتی که خداوند در اختیارت قرار داده است،لذت ببر و استفاده کن و غیر خدا از کسی طلب کمک مکن و فقط اوست که به درد دردمندان می رسد.مرید کسی باش که تو را به راه خوشبختی هدایت می کند.