همشهری آنلاین-رابعه تیموری:«بررسی شبهات، پیشگویی و خوشمزهترین رسپیها رو ساده یادت میدم!... قدبلند شو، بدون دارو، جراحی یا ژنتیک... پیشرفت شخصی، انضباط فردی و تغییر را با ما تجربه کن.... کلی ایده دارم برای عروس و دامادهای آینده، مشاوره ازدواج و برنامهریزی...» حتی خود را با عناوینی مانند مشاور، تراپیست، مددکار اجتماعی، پزشک و.... معرفی میکنند، اما هر چقدر محتویات این آموزشگاههای مجازی رنگارنگ را زیر و رو میکنی، منشا این ادعاهای عجیب را پیدا نمیکنی و تصویری از مدارک و مستندات ادعا و عناوینشان یافت نمیشود. این همهچیزدانهای مجازی مخاطبانی پروپاقرص دارند که در میان پستها و استوریهای صفحات آنها راهحل مشکلات مختلف خود را جستجو میکنند:
بازارشان در اینستاگرام سکه است و هر چقدر هم مرورگرتان را تغییر دهید، از سیل پستهایشان درباره موضوعات پزشکی، روانشناسی، مذهبی، سبک زندگی و... در امان نیستید. از اصول تولید محتوای مجازی هم بیخبر نیستند و وقتی با ژست یک پزشک خبره به مخاطبانشان توصیه میکنند برای درمان دردها و بیماریهایشان چه داروهایی مصرف کنند، اصلا شبیه کسانی نیستند که هیچوقت به دانشکدههای پزشکی پا نگذاشتهاند، اما در شناسه و بیوگرافی آنها بدون هیچ اشارهای به سطح تحصیلات و تخصصشان فقط کلیگوییهایی مبهم به چشم میخورد: «عاشق مطالعه هستم و مطالعاتم در علم پزشکی را با شما به اشتراک میگذارم.. مطالبی که مطب پزشکان را تعطیل میکند....». این شبه پزشکان فضای مجازی تنها متخصصانی نیستند که بدون واهمه از نظارتهای قانونی در این فضا فعالیت میکنند و افرادی هم که بهجای مشاوران و زوج درمانگران برای پیچیدهترین مسائل زندگی مشترک نسخه میپیچند، یا کسانی که برای تعمیر وسایل برقی راهحل ارائه میکنند یا در زمینه مسائل حقوقی راه و چاه نشان میدهند، ابایی ندارند که اعتراف کنند تحصیلات آنها با علوم تراپی، مهندسی برق، حقوق و... هیچ پیوند و ارتباطی ندارد.
در کنار این صاحبنظران بیتابلو و بیشناسه، گروه دیگری از فعالان فضای مجازی قرار دارند که در بیوی پیج با معرفی خود بهعنوان کاردرمان، پرستار، آشپز، دامپزشک، مدرس دانشگاه، روانشناس و... به محتوای پیج و صفحههایشان اعتبار میبخشند، اما در کنار عناوین شغلی و مهارتی این کارشناسان همهفنحریف مدارک مستدلی به چشم نمیخورد که صحتسنجی آنها را آسان کند و شاید اگر نهادهای ناظری برای تعیین سره از ناسره هر صنف شکل بگیرد، یا نهادهای مسئول موجود در این زمینه آستین بالا بزنند، جامعه پرشمار متخصصان اینستاگرامی بسیار محدود و انگشتشمار شوند. نمونه این پایش و غربالگری را در اقدام سازمان نظام پزشکی و مشاوره ایران شاهد بودیم که با شناسایی و انتشار فهرست روانشناس نماهای بیمجوز فضای مجازی دکان بسیاری از آنها کساد شد.
گویا عنوان «بلاگر» در فضای مجازی حکم چوب جادو را دارد و اگر کسی با این عنوان در این فضا فعالیت کند، انگار دانای کل بودن او مشروعیت پیدا میکند و آقا و خانم بلاگر در صفحه شخصی خود میتواند از هر دری بگوید و برای مشکلات مختلف نسخه بپیچد، بدون آن که خود را موظف بداند برای نظرات تخصصی و کارشناسی اش دلیل و برهان علمی بیاورد یا با ذکر مرجع و منبعی معتبر قابلاستناد بودن گفتههای خود را نشان دهد. پشتوانه این مشروعیت هم به قولی هواداران فیک و واقعی بلاگران است که در آغاز مسیر بلاگری با خون دل آنها را گرد هم میآورند، اما اگر تلاششان به ثمر بنشیند و شمار فالوورهای صفحه آنها به عدد قابلتوجهی برسد، با وارد شدن به جرگه سلبریتیهای مجازی این حق و اعتبار را برای خود قائل میشوند که در هر زمینه تخصصی و غیرتخصصی صاحب رای و نظر باشند.